اختلال افسردگی با نشانه خلق افسرده یا بی علاقگی و از دست دادن احساس لذت نسبت به فعالیت ها تشخیص داده می شود. شخص در دوره افسردگی خود را افسرده، غمگین، درمانده و دلسرد توصیف می کند. برخی نیز از احساس بی میلی یا بی احساسی یا مضطرب بودن شکایت دارند. گاهی نیز فرد به خاطر این خلق دچار ناراحتی های جسمانی و دردهای بدنی می شود. گاهی هم افراد دچار احساس خشم مستمر شده و نسبت به رویدادهای آزارنده با طغیانهای خشم یا سرزنش دیگر واکنش نشان می دهند. آنها در موارد بسیار جزئی احساس ناکامی افراطی دارند.
بی علاقگی و فقدان احساس لذت تقریباً همیشه وجود دارد. به سرگرمی ها علاقه کمی دارند، هیچ چیز توجه شان را جلب نمی کند. و فعالیت هایی که قبلاً برایشان لذت بخش بوده دیگر مورد علاقه آنها نیست. اعضای خانواده شان اغلب متوجه کناره گیری آنها از روابط اجتماعی یا بی توجهی شان به سرگرمی های لذت بخش می شوند. در برخی نیز در علاقه و میل جنسی کاهش قابل ملاحظه ای صورت می گیرد.
اشتها هم معمولاً کاهش می یابد و بسیاری احساس می کنند که به اجبار غذا می خورند. گاهی هم فرد اشتهایش افزایش می یابد و خواهان غذاهای خاصی مثل شیرینی یا موادغذایی حاوی کربوهیدراتها می شوند. و در نتیجه این تغییر در اشتها کاهش یا افزایش وزن به طور چشمگیر دیده می شود.
شایعترین نشانه افسردگی اختلال در خواب است. افراد معمولاً در طی شب از خواب بیدار می شوند و نمی توانند دوباره به خواب روند. یا اینکه صبح ها خیلی زود از خواب بیدار می شوند. گاهی هم افراد دچار پرخوابی می شوند، که بیشتر پرخوابی در طی شب است تا در طی روز.
نشانه دیگر بیقراری است مانند ناتوانی در آرام نشستن، به این طرف و آن طرف رفتن از روی احساس بیقراری، به هم فشردن دست ها، کشیدن یا مالیدن پوست، لباس یا اشیای دیگر.
نشانه دیگر کندی حرکتی است. مثل کندی در گفتار، تفکر، و حرکات بدن. کندی را می توان به شکل مکثهای طولانی قبل از پاسخ دادن، کاهش در میزان صحبت کردن، سکوت کردن بسیار دید.
کاهش انرژی، احساس خستگی و فرسودگی نشانه دیگری است. شخص ممکن است به طور مداوم بدون اینکه فعالیت جسمی زیادی انجام داده باشد، احساس خستگی کند. برای آنها حتی انجام جزئی ترین کارهای روزمره به کوشش بسیار زیادی نیاز است. کارایی در انجام کارهای روزمره کاهش می یابد. مثلاً فرد می گوید که شستشوی عادی روزانه و رسیدگی به ظاهر و لباس برایش خسته کننده است و باید بیشتر از معمول زمان صرف آنها کند.
احساس بی ارزشی یا احساس گناه نیز در افراد افسرده وجود دارد. فرد ارزیابی های منفی غیرواقعی از ارزش خود دارد. یا دائم به شکست های خود فکر می کند و نسبت به آنها احساس گناه دارد. این افراد اغلب اتفاقات بسیار کم اهمیت روزانه را به عنوان شواهدی برای نقص خود سوء تفسیر می کنند. و در برابر رویدادهای ناگوار احساس مسئولیت بیش از حدی می کنند.
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
نشانه دیگر اختلال در توانایی تمرکز یا تفکر یا تصمیم گیری است. مثلاً به آسانی حواسشان پرت می شود، یا از مشکلات مربوط به حافظه شکایت دارند.
نشانه دیگر وجود افکار مربوط به مرگ یا تفکر در مورد خودکشی است.
بهاره نیکجو (کارشناس ارشد روانشناسی)
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به احساس در این گزارش ارائه شده است.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره اختلال در متن مقاله بررسی شده است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با اختلال افسردگی اساسی چیست؟ بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: آرین سلیمانی